العلامة المجلسي
30
عين الحيات ( فارسى )
مىكشتم ، ابو ذر گفت كه : دروغ مىگوئى اى عثمان ، تو قادر بر قتل من نيستى ، حبيب من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا خبر داده كه اى ابو ذر تو را از دين برنمىگردانند ، و تو را نمىكشند ، و اما عقل من اينقدر مانده است كه يك حديث در شأن تو و خويشان تو از حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله به خاطر دارم ، گفت : چه حديث است ؟ . ابو ذر گفت كه : شنيدم كه آن حضرت فرمود كه : چون آل ابى العاص به سى تن رسند ، مالهاى خدا را به ناحق تصرّف نموده ، در ميان خود به نوبت بگيرند ، و قرآن را به باطل تأويل نمايند ، و مردمان را به بندگى خود بگيرند ، و فاسقان و ظالمان را ياور خود گردانند ، و با صالحان در محاربه و منازعه باشند . عثمان گفت : اى گروه صحابه هيچيك از شما اين حديث را از پيغمبر شنيدهايد ؟ همه از براى خوشآمد او گفتند : نشنيدهايم ، عثمان گفت كه : حضرت على بن ابي طالب را بخوانيد ، چون حضرت بيامد عثمان گفت : اى ابو الحسن ببين كه اين پيرمرد دروغگو چه مىگويد ، حضرت فرمود كه : بس كن اى عثمان او را به دروغ نسبت مده ، كه من شنيدم كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در حقّ او فرمود كه : آسمان سبز سايه نيفكنده بر كسى ، و زمين تيره برنداشته سخنگوئى را كه راستگوتر از ابو ذر باشد ، جميع صحابه كه حاضر بودند گفتند : و اللّه كه حضرت على راست مىفرمايد ، ما اين حديث را از پيغمبر شنيدهايم . پس ابو ذر بگريست و گفت : واى بر شما ، همه گردن به سوى اين مال دراز كردهايد ، و مرا به دروغ نسبت مىدهيد ، و گمان مىبريد كه من بر پيغمبر دروغ مىبندم ، پس ابو ذر رو به آن منافقين كرد و گفت كه : كدام كس در ميان شما بهتر است ؟ عثمان گفت : تو را گمان اين است كه تو از ما بهترى ، گفت : بلى از روزى كه از حبيب خود رسول خدا جدا شدهام تا حال همين جبّه را پوشيدهام ، و دين را به دنيا نفروختهام ، و شما بدعتها در دين پيغمبر احداث كرديد ، و براى دنيا دين را